• ثبت نام
میعادگاه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

پرندگان و هوای دل انگیز کوهستان هیچ کدام برایم زیبا و دل انگیز نیست .


آن روز های گرم وعطش زده تابستان را به یادداری که خسته از یک پیاده روی طولانی دل به آبشار کوهستان می سپردیم دستانمان در آب خنک غوطه ور می شدو نگاهمان تا دور دست پر می کشید.
آن روزها همه چیز زیبا بود . حتی خارهای گوشه جاده چون گل های بهاری درنگاه مان بود هیچگاه طعم خستگی را نمی فهمیدم
بارها وبارها ساعت ها به دنبالت می گشتم وتورا در حالی میدیدم که مغرور و استوارمی آیی
اما حالا دیگر هیچ چیز مرا به سوی آن راه طولانی نمی کشد نه صدای چکاوکان و نه زمزمه ی آب روان ونه یاد وخاطره ی تو .
امشب من گیج و رهیده از شادی های بیدوام . پر از کینه .پر از بغض بیتابی پر از فریاد و ناله . به سایه های بی پناهی پناه برده ام وشب پر از چکاوک خونین وخیال و......وامروز است.
می دانم امشب دیگر گریه هم عقدی نگشوده ی ما را خالی نمی کند و بندی از پاره پاره های دلم نمی گشاید.
شب می آیدوباد در لابلای شاخه های خشکیده دستان یخ زده ام می وزد و رشته های نا پایدار امنیتم را می لرزاند در ظلمت مطلق ناامیدی غرق می شوم.
تو می روی و ظلمت پایدار می شود وشبنم روی بلند ترین شاخه ی امید من می نشیند و من در هراس مهر وماه می مانم.
تو می روی انگاه که سبز ه زار دلم به برهوت تبدیل می شود و دیگرآرزویی زنگو له های بیداریم را به صدا در نمی اورد .
و ورد زبانم سکوتی می شود ابدی................

 

جهت درج نظرات ابتدا در سایت ثبت نام کرده و سپس از قسمت ورود اعضاء وارد سایت شوید.

Copyright © 2017 Adabestan. Designed by SARAN NET

قرم ورود و ثبت نام

فرم ثبت نام

*
*
*
*
*

فیلدهائی که با (*) مشخص شده اند،حتما می بایست پر شوند.